به نام خدا
تا امروز میشه یک سال و نیم که ازدواج کردم و یه سالم که نامزد بودیم... میشه دوسال ونیم
دو سال و نیمه که من از وضعیتم ناراضی ام
و مجبورم با موقعیت و شرایط خودمو وفق بدم
مجبورم چون پدر و مادرم سالی که من نامزد کردم رفتن دهات خونه خریدن ویه خونه زندگی جدید دست وپا کردن.... دهاتی که اونجا به دنیا اومدن ولی راهش خاکیه و اب لوله کشی و گاز ندارن.....
من مجبورم بعضی وقتا خودمو خانوم خونه و عاشق شوهرم نشون بدم تا بتونم دوام بیارم
سخته....
وقتایی میشه که پیش خواهرم و دوستام درد ودل میکنم میگم چقد از وضعیتم ناراضی ام و خسته شدم...
وای جواب اونا : "تو مجبوری"خودت انتخاب کردی" الان دیگه دیره واسه این حرفا." تو باید به فکر زندگیت باشی." تو شهر و جامعه ما واسه زن مطلقه جایگاهی وجود نداره."میتونی خواستگار پیرمرد تحمل کنی تو ده کوره."و....
جواب من تو دلم : "بابا غلط کردم ".گه خوردم پشیمونم الان.."لحظه عقدم پشیمون بودم ولی فک میکردم طلاق اسونه."مگه من چقد زندم:"زندگی بدون عشق فایده نداره".من فقط یه بارعمر میکنیم" از کجا معلوم من چقد عمر میکنم که اونم با پشیمونی و حسرت باشه"
خداااایااااااا
صدات میکنم ولی دنبالت نمیام
یادم نمیاد کی نشستم رو به اسمون و باهات حرف زدم... قدیما زیاد با گریه باهات حرف میزدم
خالی نمیشدم ولی اروم میشدم.....
پرواز...ما را در سایت پرواز دنبال میکنید
برچسب: هفت مهران مدیری,هفت مهر,هفت مهر روز آتش نشانی,هفت مهر استانبول,هفت مهره,هفت مهره گردن,هفت مهر چه روزیست,طلسم هفت مهره,شرکت هفت مهر استانبول,رادیو هفت مهرداد صدقی, نویسنده: بازدید: 33